محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1486

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

كه اينك هست ، خارى به پاى او بخلد و آزارش دهد ، و من همنشين خانواده باشم . » ص 181 ، س 12 - 10 نامهاى ياد شده در اين سطرها در اساس و ديگر نسخه ها بسيار آشفته بود . در اساس چنين ياد كرده است : « مريد بن ابى مريد » و ديگر « خالد بن الوليد » ، و سديگر « عاصم بن ياسر الافلح » و چهارم « زيد بن الزينه » و پنجم « حبيب بن عدى » . با استناد به منابع اصلاح شد . ص 182 ، س 7 : عبارت اساس و نسخهء فا چنين بود : « خبيب بن جحش بخريد كه . . . » و نادرست و آشفته بود . متن ما بر مبناى متن تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 1432 ) ، با ديگر نسخه هاى مورد استفاده اصلاح شد . ص 185 ، س 4 : اين عامر بن مالك كه سرور بنى عامر بن صعصعة بود پذيرفت كه نگهبان فرستادگان پيامبر باشد . ( تاريخ طبرى ، ج 3 ، صص 44 - 1442 ) ص 186 ، س 2 : خبر اين ماجرا در متن الكامل ( ج 2 ، ص 171 ) نيز آمده است كه شمار آنان را به قولى تا هفتاد تن دانسته ! و نيز تاريخ طبرى ، ج 3 ، صص 45 - 1442 ديده شود . نامها در نسخهء اساس ، و ديگر نسخه ها چندان مغشوش است كه ذكر آن مايهء ملال است . ص 189 ، س 18 : « عمرو » كه سنگ بر سر رسول الله افگند ، « عمرو بن جحاش بن كعب » است . ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 1449 ، الكامل ، ج 2 ، ص 173 . ص 199 ، س 8 : در نسخهء اساس و فا : « كعب بن اسيد » آمده بوده . اصلاح بر مبناى متن عربى است . ( تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 1487 ) ص 200 ، س 10 : به وجهى شگفتى آور نام « بو لبابه » درست آمده . وى بو لبابة بن عبد المنذر است كه با بنى عمرو بن عوف برادرى داشت و هم پيمان بنى قريظه بود . ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 3 ، صص 89 - 1488 ، الكامل ، ج 2 ، ص 185 . شرح توبهء بو لبابه ، كه خود را به ستونى بست به اميد پذيرفتن توبه ، در كتابها آمده است . ر . ك : سيرت رسول الله ، ج 2 ، صص 53 - 752 ، و نيز : تاريخ طبرى ، ج 3 ، صص 90 - 1488 .